محمد مفيد مستوفى بافقى
12
جامع مفيدى ( فارسى )
و باقطاع ايشان مقرر گردانيد و آن قنات موسوم است بقنات دهاباد و الحال آن قنات جاريست . و اسكندر خود از راه طبس متوجه خراسان شد و از آنجا علم عالمگيرى « 1 » افراشته اكثر معمورهء عالم را بحيطهء ضبط و تسخير درآورد و چون بدامن كوهى رسيد كه او را « بن غار » ميگفتند و بعضى لشكر در آنجا ساكن بودند آن را عمارت كرده شهرى ساخت و او را بلغار نام كرد و از آنجا به آقسرا درآمد و لشكر به خزران كشيد و در بند را عمارت كرد و عزم ولايت روم نمود و در راه مريض شده بعالم آخرت شتافت و بناكام وداع ملك و مال نمود ، چنانچه مصلح الدين سعدى شيرازى ايمائى به آن نموده . بيت : سكندر كه بر عالمى حكم داشت * در آندم كه ميرفت عالم گذاشت ميسر نبودش كزو عالمى * ستانند و مهلت دهندش دمى برفتند و هركس درود آنچه كشت * نماند بجز نام نيكو و زشت
--> ( 1 ) - اصل : كبيرى